تبلیغات
نوکیاتل دات ای ار
نوکیاتل دات ای ار                          
نوکیاتل دات ای ار : گسترش مطالب کاربردی برای دسترسی اسان تر کاربران با ذکر منبع
این وبلاگ منتقل شد و دیگر اپدیت نمیشه
تعداد بازدید: | سه شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:06 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
سلام وبلاگ تعطیل شد و شبکه اجتمایی یوکده ukade.ir راه اندازی شد دوستان و خوانندگان گرامی مطالب ما رو میتوانید در سایتمون دنبال کنید همینطور میتوانید در سایت مشارکت کنید

Ukade.ir

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک


السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)
تعداد بازدید: | یکشنبه 3 آبان 1394 ساعت 05:59 ب.ظ | نویسنده فاطمه ش | ( نظرات )

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

سلام دوست من . فرق تو با اون میدونی چیه ؟

اینکه تو خودتو میکشی و به هر رنگی در میاری که بتونی دل چندتا آدم مثل خودتو به دست بیاری

اما اون نه

اینکه مانتوهات روی چوب رختی به ترتیب بیرون رفتنت چیده شدست که مبادا لباسی که صبح پوشیدی و رفتی بیرون

با اونیکه بعداظهر میری یکی باشه.

اما اون نه ... اونم خودشو میکشه دل یکیو به دست بیاره اما دل کسی و که دل همه دستشه

آره معبودشه عشقشقه هرکاری میکنه تا دلشو به دست بیاره

آره اونم مواضبه لباساش تکراری نشه !!! امروز نماز صبح . ظهر و با اون چادر گلدار صورتیه خونده اما نماز مغرب و باید با اون چادری بخونه که مادرش از مکه آورده ...

تو دنبال ادکلن های برندی اونهایی که وقتی تو خیابون راه میری وقتی صدمترم از کنار طرف گذشته باشی ولی بازم عطرش بمونه ، چی میگن؟ آها ماندگاریش زیاد باشه

اونم دنبال عطرهای برنده واسه اینکه میخواد بره سر قرار با خدا اما برندش کول واتر و پرنسس نیست عطر سیب و عطر حرمه....

فرق تو با اون اینکه تو وقتی دنبال مدرنترین آتلیه ها هستی که عکس مدلینگ بگیری و اینور اونور پخش کنی که آره ما اینیم اون از قاب و لنز دوربین فراریه چون میدونه اون بالا بالا ها یکی دوربینی داره که لحظه لحظه ی زندگیش و داره ثبت میکنه ...

آره تو میتونی خوش باشی تو خیابون ، پارک ، همه جا قهقهه بزنی و صدای نازکتو پخش کنی بین همه اما اون نه صداشو لازم داره صداشو می خواد برا وقتی که شبها داره با خداش راز و نیاز میکنه

شاید تو رو همه دوس داشته باشن و اونو مسخره کنن ... اما اون دلش خوشه که یه مادری که الگوشه و کاراشو از اون یادگرفته دوسش داره و بهش آفرین میگه

خیلی فرق های دیگه دارینا اما همینش کافیه

حالا فهمیدی فرق تو با اون چیه ؟؟؟

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک


دهکده مجازی یوکده
تعداد بازدید: | یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 08:53 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
کلوب نوکیاتل دات ای ار




دهکده مجازی یوکده لطفا عضو شوید

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک


زندگی با همسر بداخلاق
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 01:13 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
 زندگی با همسر بداخلاق آسان نمی‌باشد ولی یقیناً اجر صبر در برابر بداخلاقی همسر محفوظ است و نزد خدای سبحان و اولیاء دین (علیهم السلام) عزیز شدن را در پی دارد.

بداخلاقی

به گزارش نوکیاتل دات ای ار نقل از رهروان ولایت ـ امام صادق علیه السلام مى فرمایند:«هنگامی که پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مردم از خاکسپاری سعد بن معاذ باز گشتند، پرسیدند: ای رسول خدا! با سعد کاری کردی که با هیچ کس دیگر نکرده‌ای؛ جنازه‌اش را بدون ردا و کفش مشایعت کردی؟ فرمود: فرشتگان بدون کفش و ردا در تشییع او حاضر شدند و من به آنها تأسی جستم. گفتند: یک بار سمت راست تابوت و بار دیگر سمت چپ آن را گرفتی! فرمود: دستم در دست جبرئیل بود و هر جا را که او می‌گرفت می‌گرفتم. گفتند: به غسل او فرمان دادی و خودت بر جنازه‌اش نماز گزاردی و خودت به خاکش سپردی؛ آن گاه فرمودی همانا عذاب قبری بر سعد اصابت کرد؟ فرمود: آری، رفتار او (سعد) با خانواده‌اش تند بود.»[1]

ولى اگر انسان از ایمانى متوسط یا حداقل، و عملى اندک برخوردار باشد ولى با سرمایه اى سرشار از مكارم اخلاقى زندگى كند، و با خانواده و اقوام و مردم در همه زمینه هاى اخلاقى خوش رفتار باشد در دنیا كمتر دچار مشكل مى شود و در آخرت مكارم اخلاقش، رحمت و فیوضات بى نهایت حق را جذب مى كند.

البته که زندگی با همسر بداخلاق آسان نیست، ولی یقیناً اجر صبر در برابر بداخلاقی همسر محفوظ است و نزد خدای سبحان و اولیاء دین (علیهم السلام) عزیز شدن را در پی دارد.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «زنی که بداخلاقی شوهرش را تحمل نماید با حضرت زهرا سلام الله علیها محشور می شود.»[2]

همچنین حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند:«به درستی که خداوند عزوجل برای مردان جهاد را مقرّر داشت و برای زنان نیز جهاد را منظور داشت، اما جهاد مردان آن است که: برای حفظ دین و مملکت، مال و خون خود را ببخشایند تا در راه خدا کشته شوند، و جهاد زنان آنست که بر اذیت های شوهر و غیرت ورزی های او صبر و تحمل کنند.» [3]

رسول اکرم (صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله) به بانویی که خدمت حضرت شرفیاب شده بود فرمودند: «ای حولاء زنی نیست که سخنی از شوهرش بشنود و بر آن صبر کند مگر اینکه خداوند به قدر هر کلمه ای که شنیده و بر آن صبر نموده است ، برای او مزد روزه گیر و مجاهد در راه خدا را بنویسد ، و هـر زنى که در بـرابر بـداخلاقى شـوهـرش صبر و شكیبایى ورزد ، خداوند همانند (ثواب) آسیه (همسر فرعون) به او عطا كند.»[4]

به طور کلّی گفتنی است که گرچه حق دفاع برای همه كس در مواقع تندی و یا بد رفتاری محفوظ است؛ ولی دفاع منحصر در مقابله به مثل و خشمگین شدن در مقابل چنین افرادی نیست، بلکه با حفظ آرامش و فرو بردن خشم نیز می ‏توان از خویش دفاع كرد؛ لذا از چنین همسری انتظار می رود که در گام اوّل طبق آموزه های قرآن مجید که یكی از اوصاف پرهیزكاران را« والكاظمین الغیظ»[ آل عمران / آیه 134] می‏ داند و این صفت را مقید به قید و وصفی نكرده است( یعنی در هر حال این صفت، پسندیده و قابل تحسین است)، عمل نماید؛ زیرا این تصوّر باطلی است كه گمان نماید با خشمگین شدن در مقابل چنین فردی و مقابله به مثل می ­توان او را اصلاح کرد؛ زیرا نه تنها چنین عکس العملی به اصلاح همسرش نمی انجامد، بلکه باعث تنبیه و مجازات وی نیز نشده و حتّی باعث نمی گردد خودش نیز تخلیه شود.

امام علی‏ علیه ‏السلام شنیدند كه مردی به قنبر دشنام می‏ گوید و قنبر برای جواب او خود را آماده كرده است. حضرت فرمود:« قنبر آرام باش! دشنام گویی را با خواری و بی­ اعتنایی واگذار كه با این كار خدا را خشنود و شیطان را خشمگین می‏ سازی و دشمنت را كیفر می ‏دهی» سپس قسم یاد كرد كه هرگز شخص با ایمان، پروردگار خود را از چیزی مانند حلم راضی نساخته و شیطان را از عملی مثل سكوت، خشمگین نكرده و احمق را همانند خاموشی مجازات ننموده است.[5]

 

****************************

پی نوشت

[1]- امالى صدوق/ 384، المجلس الحادى و الستون، حدیث 2; بحار الانوار: 22/107، باب 37، حدیث 67.

[2]- وسائل الشیعة/115/37

[3]- وسائل الشیعه 20/157

[4]- بحار الأنوار : 103 / 247

[5]- سفینةالبحار، ج 1، ماده حلم، ص 300.

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک

مرتبط با: خانواده - WwW.NokiaTel.Ir -


هوش هیجانی کودک خود را افزایش دهید!
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 12:52 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
اضطراب خودتان را کاهش دهید. «هری استاک سالیوان»، نظریه ای مبنی بر به ارث بردن اضطراب از والدین را ارائه کرده است. تحقیقات نشان می دهد که تماس لمسی والدین، صدا و حتی حرکات آنها می توان اضطراب نوزاد را کاهش یا افزایش دهد.

هوش هیجانی کودک خود را افزایش دهید!

به گزارش نوکیاتل دات ای ار جام نیوز، شاید تا سال های اخیر بسیاری از افراد فقط بر روی IQ کودک تمرکز داشتند. اما امروزه دانشمندان دریافته اند که هوش هیجانی بسیار مهم تر از هوش سابق است. شما می توانید هوش کودک خود را رشد دهید. در این مطلب چگونگی این کار را شرح خواهیم داد.

 

به توانایی افراد در شناخت و کنترل احساسات شخصی خود و دیگران و همچنین استفاده از این توانایی برای تصمیم گیری بهتر، تفکر خلاقانه، انگیزه بخشیدن به خود و دیگران، لذت بردن از سلامتی و روابط بهتر و زندگی شادتر، «هوش هیجانی» می گویند. تحقیقات نشان می دهد که هوش هیجانی، بهترین پیشگوی دست آوردهای آینده کودک است. همچنین بسیاری از مردم بر این باورند که هوش هیجانی، بیشتر از ضریب هوشی و مهارت های فنی، به موفقیت کودکان کمک می کند اما اقداماتی که شما به عنوان والدین برای ارتقای هوش هیجانی می توانید انجام دهید عبارتند از:

 

۱. آرام باشید

اضطراب خودتان را کاهش دهید. «هری استاک سالیوان»، نظریه ای مبنی بر به ارث بردن اضطراب از والدین را ارائه کرده است. تحقیقات نشان می دهد که تماس لمسی والدین، صدا و حتی حرکات آنها می توان اضطراب نوزاد را کاهش یا افزایش دهد.

۲. توانایی حل مسئله را یادش بدهید

به کودکتان بیاموزید که چگونه مشکلات را حل کند. گاهی وقت ها، زمانی که کودکان احساس کنند درک می شوند، راحت تر می توانند مشکلاتشان را قبول و حل کنند؛ البته زمان هایی هست که آنها برای این کار، به کمک والدین خود نیز نیاز دارند. بهترین کار این است که صبر کنید تا آنها، خودشان برای حل مشکلات، سراغتان بیایند و کمک بخواهند.

۳. آرامش را به کودک بیاموزید

به او یاد بدهید که چگونه خودش را تسکین دهد و آرام کند. کودک، معنای آرامش بخشیدن را از والدین می آموزد ویاد می گیرد که چگونه نیازهای خود را کنترل کند و در زندگی، چگونه خود را در برابر مشکلات، آرام نگه دارد.

۴. تایید کنید

احساسات فرزندتان را بپذیرید و آن را تایید کنید. به او بگویید که نمی تواند احساساتش را انتخاب کند اما باید یاد بگیرد که با آن احساسات، چه کند و چگونه آنها را بروز دهد.

۵. همدردی کنید

با او همدردی کنید. زمانی که برای احساس ناراحتی یا عصبانیت فرزند خود، نمی توانید کاری انجام دهید، بهترین کار، همدردی با اوست. انسان ها، وقتی بدانند کسی هست که آنها را درک کند، راحت تر، با مشکلات احساسی خود، کنار می آیند.

همدردی کردن، به کودک کمک می کند که متوجه شود زندگی، احساسی خطرناک یا شرم آور نیست و همه،در زندگی شان، با احساسات متفاوت، درگیرند؛ همچنین او، همدردی با دیگران را یاد می گیرد. شما می توانید از این جمله ها هم کمک بگیرید: «می دانم که سخت است دست از بازی بکشی و بیایی با هم شام بخوریم اما حالا زمان شام خوردن است.»

۶. تحقیر نکنید

به او اجازه دهید احساساتش را بیان کند. به جای نادیده گرفتن یا تحقیر کردن احساسات فرزندتان، به او اجازه دهید آنها را بیان کند؛ برای مثال، به او نگویید زخمی به این کوچکی که درد ندارد. با او، طوری رفتار کنید که بتواند احساساتش را برایتان بازگو کند.

نادیده گرفتن خشم و ناراحتی او، سبب نمی شود دردهایش را فراموش کند، بلکه باعث می شود احساساتش را درون خود بریزد. این احساسات، نابود نمی شوند و دنبال راهی برای بروز می گردند و ممکن است خود را به صورت کابوس نشان دهند.

۷. خوب گوش کنید

به احساسات و هیجانات کودکتان، گوش دهید. گاهی وقت ها، کودکان نیاز دارند احساساتتان را برایتان بازگو کنند و شما، آنها را بشنوید. این کار، به آنها کمک می کند تا با احساس خود کنار آیند و آن را رها کنند. می توانید از جمله هایی مانند «اگر ناراحت باشی، همه ناراحت می شوند. من کنارت هستم. می توانی با من صحبت کنی» یا «می دانم آنقدر ناراحت و عصبانی هستی که می خواهی فریاد بزنی و گریه کنی. من هم گاهی وقت ها، ایطنوری می شوم» استفاده کنید.

۸. در آغوشش بگیرید

فرزند خود را در آغوش بگیرید و به صدای گریه او، واکنش نشان دهید. هوش هیجانی یا ارتباط های اولیه او با دیگران و اعتمادش به اطرافیان، شروع به رشد می کند.


۹. بازی «شاید…» را جدی بگیرید

بازی «شاید…» یکی دیگر از بازی هایی است که به کودک کمک می کند احساسات گوناگون را درک کند. وقتی که در خیابان هستید و کسی را غمگین می بینید، این بازی را شروع کنید. اجازه دهید هر کس، دلیل ناراحتی او را حدس بزند: «شاید او دیر به محل کار خود رسیده است»، «شاید با کسی، بحث کرده است» و …

۱۰. الگو باشید

بهترین الگو برای آنها باشید. کودکان، چیزهایی را که می بینند، انجام می دهند؛ بنابراین الگویی کامل برای او باشید. آیا شما، وقتی عصبانی هستید، کسی را کتک می زنید؟ آیا می توانید هنگام جر و بحث، آرامش خود را حفظ کنید؟ آیا با دیگران، احساس همدردی می کنید؟ همه این کارها را نیز او، از شما می آموزد.

۱۱. درباره اتفاقات دردناک سکوت نکنید

حرف زدن در مورد اتفاقات دردناک را به او یاد دهید. این کار، به کودک کمک می کند در زمان هایی که با اتفاقات دردناک مواجه می شود، احساسات خود را بیان کرد.

۱۲. از احساسات حرف بزنید

زمانی برای سرگرمی و شناخت احساسات، در نظر بگیرید. یادتان باشد که کتاب ها و فیلم ها، فقط برای سرگرمی نیستند. هنگامی که با کودکتان، کتابی را می خوانید یا فیلمی را تماشا می کنید، از او، در مورد اتفاقاتی که در کتاب رخ داده و شخصیت ها، بپرسید و درباره چیستی و چرایی این احساسات با او گفتگو کنید.

۱۳. موقعیت سازی کنید

از او بپرسید «تو، چه کار می کردی اگر…؟» شما می توانید هنگامی که در ماشین و پشت ترافیک هستید یا هنگام صرف شام دور میز، این بازی را با کودکان انجام دهید. سوال های مختلف، به او کمک می کنند تا در مورد راه های مختلف واکنش نشان دهد و در موقعیت های مختلف، فکر کند. برای مثال، از او بپرسید: «اگر من، تو را به خاطر کاری که نکردی، سرزنش کنم، چه کار می کنی؟»

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک


برچسب‌ها: کودکان - هوش - همسران -

درباره آسیب‌های تغییر سبک زندگی / فرزند به عنوان موجودی «مصرف‌کننده» شناخته می‌شود!
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 12:49 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
 رهبر انقلاب در بند دوم از «سیاست‌های کلی جمعیت» بر «رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند، کاهش سن ازدواج...» تأکید داشته‌اند. درباره‌ی این موضوع با دکتر کبری خزعلی، استاد دانشگاه و رئیس شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده به گفت‌وگو نشستیم.
درباره‌ی موانع بالا رفتن سن ازدواج و عدم تمایل به فرزندآوریِ بیشتر در خانواده‌های ایرانی، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد، از نظر شما چه موانع و عواملی در این موضوع دخیل است؟
در ابتدا باید گفت که این یک موضوع چندعاملی است و با بررسی یک‌جانبه نمی‌توان به نتیجه‌ی درستی دست پیدا کرد. اما نکته‌ی مهم آن است که متأسفانه ما میراث‌دار یک برنامه‌ی جهانی‌سازی هستیم که نزدیک به دویست سال است برای کشورهای جهان و مخصوصا اسلامی تجویز می‌شود. اولویت این برنامه‌ریزی بر تغییر فرهنگ و سبک زندگی خانواده‌ی مسلمان و زندگی اسلامی قرار دارد و متأسفانه باید گفت که خانواده‌های مسلمان میزان خوبی از تغییرات را نشان داده‌اند و ما شاهد این تغییرات هستیم.
 
در رابطه با سن ازدواج و عدم تمایل به فرزندآوری، عقیده‌ی بنده این است که ما هم تأخیر در ازدواج داریم و هم تعطیل در ازدواج که هرکدام از دلایلی نشئت گرفته‌اند. عامل اصلی این موضوع نیز تغییر سبک زندگی و در رتبه‌ی آخر قرار گرفتن خانواده و تشکیل خانواده است.
 
اغلب جوانان ما در حال حاضر، صرفاً به تحصیل، شغل، درآمد خوب و زندگی پر از مصرف فکر می‌کنند و در آخر، شاید به ازدواج فکر کنند. حتی موضوع فرزندآوری را با سود و زیان می‌سنجند و فرزند را صرفاً یک موجود «مصرف‌کننده» می‌بینند که قرار است به خانواده اضافه شود. پس موضوع تغییر در سبک زندگی است،

اغلب جوانان ما در حال حاضر، صرفاً به تحصیل، شغل، درآمد خوب و زندگی پر از مصرف فکر می‌کنند و در آخر، شاید به ازدواج فکر کنند. حتی موضوع فرزندآوری را با سود و زیان می‌سنجند و فرزند را صرفاً یک موجود «مصرف‌کننده» می‌بینند که قرار است به خانواده اضافه شود. پس موضوع نه اقتصادی است و نه چیز دیگر، بلکه تغییر در سبک زندگی است، به این خاطر که اگر مشاهده کنید، می‌بینید تمایل به عدم فرزندآوری و ازدواج در سنین بالا، در قشر مرفه جامعه، بسیار کم است.
 
در حال حاضر، بیشترین آمار ازدواج و فرزندآوری مربوط به طبقه‌ی متوسط جامعه است. اگر نگاهی هم به جامعه داشته باشیم، می‌بینیم بسیاری از نخبگان و روشن‌فکران و بسیاری از انسان‌های تأثیرگذار، فرزندان همین خانواده‌های متوسط هستند که از لحاظ درآمد، در سطح متوسط قرار دارند. اما اگر با همین افراد برخورد داشته باشید، می‌بینید چقدر از رفتارهای بدی که در زمینه‌ی فرزندآوری با آنان شده است، گله‌مندند.
 
حتی در میان برخی خانواده‌های روشن‌فکر جامعه، داشتن دو فرزند به‌جای یک فرزند، یک فکر خلاف و اشتباه به حساب می‌آید. ما باید در این زمینه، تغییر فرهنگ داشته باشیم. بنده نمی‌دانم چرا برخی روشن‌فکران ما که در همه‌ی امور از غرب پیروی می‌کنند، در این زمینه، غرب را الگوی خود قرار نمی‌دهند! بنابراین ما باید سبک زندگی را جدی بگیریم.
 
* بالا رفتن سن ازدواج در ایران، در کنار همه‌ی معضلاتی که برای جامعه و علی‌الخصوص قشر جوان دارد، به‌صورت مستقیم با کاهش طول دوره‌ی باروری زنان بر میزان جمعیت تأثیر می‌گذارد. برای اصلاح این روند، چه کارهایی باید کرد؟
متأسفانه امروز می‌بینیم در بسیاری از خانه‌های بهداشت، در زمان مشاوره، بهترین سن مادری را که در اصل هجده تا سی‌و‌پنج سال است، به بیست تا سی سال تقلیل داده‌اند. عملاً با بالا رفتن سن ازدواج، وقتی جوانی در بیست‌و‌هفت یا بیست‌و‌هشت‌سالگی ازدواج می‌کند، دیگر وقتی برای مادری نخواهد داشت. در ابتدا این وظیفه‌ی ماست که در هر نهادی، از مردم حمایت کنیم؛ هم در زمینه‌ی پیشگیری و هم در زمینه‌ی درمان. اما در زمینه‌ی پایین آوردن سن ازدواج، باید گفت در ساده‌ترین شکل، حتی اگر از الگوهای بهداشتی کشورهای غربی نیز تقلید کنیم، به پایین آمدن سن ازدواج کمک کرده‌ایم.
 
طبق مصوبه‌ی سازمان «WHO» در سازمان ملل، سن باروری از پانزده تا چهل‌و‌نُه سال است؛ یعنی این نهاد بین‌المللی تمام سال‌هایی را که امکان باروری وجود دارد، سن باروری می‌داند و سن مطلوب را برای باروری بین هجده تا سی‌و‌پنج سال معرفی می‌کند. پس توصیه‌ی آن‌ها هم این است که ازدواج در سنین پایین‌تر شکل بگیرد.



متأسفانه در برخی دوره‌ها، در سال‌های پس از انقلاب، ازدواج زیر هجده سال زنده‌به‌گور کردن نام گرفت، در حالی که در همین دوره، برای نوجوان دوازده‌ساله آموزش‌هایی که نباید، داده شد. پس از یک طرف با ارائه‌ی این آموزش‌ها به نوجوان، زمینه‌ی بلوغ او فراهم می‌شد، همچنین ماهواره و سایر رسانه‌ها او را به فساد ترغیب می‌کرد و از طرف دیگر، ازدواج در سنین پایین منع می‌شد.
 
غرب تمام این الگوها را استفاده کرده و پس از دیدن نتیجه‌ی سوء این الگوها، شیوه را تغییر داده است. متأسفانه در کشور ما، به‌جای تغییر نحوه‌ی نگرش و اصلاح تفکر، هنوز پافشاری بر تقلید کورکورانه از یافته‌های علمی پنجاه سال گذشته وجود دارد. به نظر بنده، ما باید مبنا را بر حق آزادانه‌ی تشکیل و تحکیم خانواده قرار بدهیم که هم اسلامی است و هم در اعلامیه‌ی حقوق بشر آورده شده است.
 
* رهبر انقلاب در بیان وظایف زنان به این نکته اشاره کردند که فرزندآوری مهم‌ترین وظیفه‌ی زنان است. از طرفی دیگر، نقش‌های اجتماعی زنان نیز همواره مورد تأکید ایشان بوده است. جمع بین این دو، که از نظر برخی جمع نقیضین است، چگونه امکان‌پذیر است؟
در پاسخ به این سؤال، باید گفت که دو نوع نگاه به انسان وجود دارد. یک نوع نگاه سکولار و مادی است که متأسفانه تا به حال ما هم بر همین مبنا پیش رفته‌ایم و آموزش ما بر همین مبنا بوده است. در این نگاه، انسان ابزاری برای تولید ثروت و منفعت مادی است. در این حالت، هرچیزی که مانع دستیابی به سود می‌شود، باید به کار برود، ولو اینکه خانواده، زن، مادری و... از بین برود. نگاه جهانی‌سازی بر همین مبنا قرار دارد و تغییراتی که در طی این دویست سال اخیر شکل گرفته بر همین مبنا بوده است. در این نگاه، ذره‌ای از ثروت تولیدشده صرف کمال انسان نمی‌شود.
 
اما نگاه دوم، نگاه اسلامی است که دقیقاً در مقابل نگاه سکولار قرار دارد. در نگاه اسلامی، همه‌چیز باید صرف کمال انسان شود؛ از جمله ثروت، مسائل اقتصادی و... ما نیز باید از این الگو پیروی کنیم. برای حضور همه‌جانبه‌ی زن، برنامه‌ی اسلامی تنها برنامه‌ی صحیح و قابل استفاده است. شخصی که از روزنامه‌ی «لوموند» فرانسه برای مصاحبه با بنده آمده بود، پس از شنیدن مسائل موجود در الگوی اسلامی، با یک حالت انفعالی به بنده گفت: شما چقدر خوب می‌توانید مشکلات ما را در این زمینه حل کنید.
با توجه به رهنمود‌های مقام معظم رهبری و پس از ارائه‌ی این رهنمود‌ها، در واقع شوق زیادی در همه‌ی اقشار برای حرکت به سمت این موضوع ایجاد شده است. ما در بسیاری از جلسات که شرکت می‌کنیم، می‌بینیم که بسیاری از افراد فرهیخته با شوق و انگیزه، پیگیر موضوع می‌شوند.

 
در بسیاری از موارد، ما نه تنها این را حق زن می‌دانیم که در عرصه‌های اجتماعی حضور یابد، بلکه از او می‌خواهیم به‌عنوان یک لطف به عرصه‌ی اجتماع بیاید؛ مثلاً در زمینه‌ی آموزش، پزشکی و... یعنی نیاز‌های زنان باید به دست زنان برطرف شود. از طرفی دیگر، نقش همسری و مادری این زن ایجاب می‌کند که برای خانواده‌اش وقت بگذارد. به عقیده‌ی من، تمام حمایت ما باید در این زمینه باشد؛ یعنی برای وی امکانات بسیار زیادی فراهم کنیم که این زن بتواند هم در عرصه‌ی اجتماع حضور یابد و هم نقش مادری را ایفا کند. ما می‌گوییم در یک پست سازمانی، دو یا سه خانم قرار بگیرند و براساس زمان‌بندی کار کنند تا هم از حقوق و مزایای کار بهره‌مند شوند و هم نقش مادری را به‌خوبی ایفا کنند. برای مثال، برای زمانی که زن می‌خواهد فرزندی به دنیا بیاورد، برای او امکانات متعدد نظیر مرخصی‌های طولانی‌مدت در نظر گرفته شود. دولت سوئد می‌گوید اگر هر زن هر سی ماه یک‌ بار یک فرزند به دنیا بیاورد، حتی اگر یک روز هم سر کار نباشد، همه‌ی این مدت دوران شغلی او محسوب خواهد شد. پس چرا ما که یک کشور اسلامی هستیم در این زمینه چنین امکاناتی را فراهم نمی‌کنیم؟
 
* رهبر انقلاب در بیان اهمیت جریان‌سازی فکری و فرهنگی در زمینه‌ی جمعیت فرمودند که این کار با «صلوات بفرست» جلو نمی‌رود و باید گره‌های ذهنی را گشود و نخبگان جامعه را نسبت به ضرورت موضوع آگاه نمود. به نظر شما، فضای علمی و نخبگانی کشور، امروز تا چه میزان با بحران جمعیت و عواقب آن آشناست؟ برای ترویج و جریان‌سازی در این زمینه، چه فعالیت‌هایی می‌توان انجام داد؟
عرض بنده راجع‌به این سؤال این است که با توجه به رهنمود‌های مقام معظم رهبری و پس از ارائه‌ی این رهنمود‌ها، در واقع شوق زیادی در همه‌ی اقشار برای حرکت به سمت این موضوع ایجاد شده است. ما در بسیاری از جلسات که شرکت می‌کنیم، می‌بینیم که بسیاری از افراد فرهیخته با شوق و انگیزه، پیگیر موضوع می‌شوند. متأسفانه برخی از نخبگان ما در این زمینه به بازی با آمار پرداختند و سعی کردند از پرداختن به آمار صحیح طفره بروند. آیا یک استاد به‌تنهایی حق دارد آمار را زیر سؤال ببرد؟ یک استاد حق ندارد بدون بررسی یک آمار در عرصه‌ها و مجامع علمی کشور، آن را به مراجع بین‌المللی و سازمان ملل ارائه کند. نظر بنده این است که در این زمینه، استقبال نخبگان و جامعه‌ی علمی کشور بسیار زیاد است، اما شاید تلاش ما در حد پاسخ‌گویی به تمام این نیاز‌ها نباشد. البته با تأسیس شورای راهبری توسط رئیس‌جمهور، اگر این شورا آغاز به کار کند، ما توانایی پاسخ‌گویی به نیاز‌های تمام جامعه را خواهیم داشت. متأسفانه در این عرصه، هم در دولت ضعف داریم و هم در مجلس. اقدام بسیار مؤثری که می‌تواند در آینده از محقق شدن نتایج برنامه‌های نادرست گذشته جلوگیری کند، تغییر برنامه‌ی تنظیم خانواده‌ی فعلی است.
 
* با توجه به گذشت سه سال از شروع تأکیدات رهبری در زمینه‌ی بحران جمعیت و افزایش جمعیت، عملکرد نهاد‌های سیاست‌گذار در این زمینه را تا چه حد مناسب می‌دانید؟ به نظر شما، کدام نهاد باید متصدی اصلی جلوگیری از این بحران باشد؟
برای جواب این سؤال، من بحث را با یک مثال آغاز می‌کنم. در زمان جنگ و در شرایط جنگی، ما یک ستاد فرماندهی جنگ داشتیم که تمام سازمان‌ها، چه مرتبط و چه نامرتبط با جنگ، فعالیت‌های خود را با این ستاد هماهنگ می‌کردند و تصمیمات اصلی در این ستاد گرفته می‌شد. در همین زمان، ممکن بود ما مجروحانی داشته باشیم که ستاد تمامی امور مربوط به آنان را به وزارت بهداشت ارجاع بدهد. آیا درست بود در همین زمان، به علت اینکه مجروحان به وزارت بهداشت نیاز داشتند، کل تصمیم‌گیری‌های مرتبط با جنگ را به وزارت بهداشت واگذار کنیم؟ پس آیا به نظر شما، عقلانی است موضوعی با این اهمیت را، که با بسیاری از زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در ارتباط است، تنها به یک وزارت مثل وزارت بهداشت واگذار کنیم؟ واضح است که خیر. بنابراین باید نگاه جامع و کلان‌تری به این موضوع داشت.
 
برنامه‌ای که ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی در نظر داریم، این است که یک مرکز عالی و جامع تخصصی جمعیت، هم از لحاظ علمی و تخصصی به‌صورت دائمی تحولات جمعیت را بررسی نماید و هم از نظر برنامه‌ریزی، وارد میدان شود. این مجموعه باید بتواند روند برنامه‌ریزی‌ها را در بین سه قوه در این زمینه، آسان‌تر و منظم‌تر نماید. این مرکز از نظر اجرایی، زیرمجموعه‌ی ریاست‌جمهوری است و از نظر علمی هم با وزارت علوم همکاری می‌کند.

در این زمینه، در رابطه با اینکه برنامه‌ای موجود است یا خیر، باید گفت که یک برنامه‌ی مصوب با امضای شانزده وزیر به‌همراه بودجه و سایر ملزومات تا سال ۹۵ وجود دارد که در آن، تقسیم کارها به‌صورت دقیق برای هر بخش صورت گرفته است. به نظر بنده، در این زمینه، اولین ارگان‌هایی که باید وارد شوند، وزارتخانه‌های بهداشت، آموزش‌وپرورش و علوم هستند. البته نیاز است تا همکاری‌هایی نیز از طرف وزارت رفاه صورت بگیرد تا ان‌شاءالله برنامه به‌صورت مطلوب اجرایی شود.

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک

مرتبط با: WwW.NokiaTel.Ir - خانواده -

برچسب‌ها: سبک زندگی - فرزندان -

موبایل را از چه سنی وارد زندگی فرزندمان کنیم؟
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 12:47 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
انیشتین جمله جالبی در این مورد دارد که می‌گوید: «من از روزی می‌ترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی، جهان نسلی از احمق‌ها خواهد داشت.»

موبایل را از چه سنی وارد زندگی فرزندمان کنیم؟




به گزارش نوکیاتل دات ای ار به نقل از جام نیوز، پیشرفت علم همیشه هم خوب و سازنده نیست. یعنی همه مسایل دنیا دو صورت دارند؛ منفی و مثبت. فناوری هم اینگونه است.

 

انیشتین جمله جالبی در این مورد دارد که می‌گوید:

«من از روزی می‌ترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی، جهان نسلی از احمق‌ها خواهد داشت.»

این جمله بار مفهومی بالایی دارد. همه از تکنولوژی در جهت بهبود امور استفاده می‌کنیم اما اگر قرار باشد همه زندگی ما را فرا بگیرد، فاتحه انسانیت و مهربانی را باید خواند.

 

از چه سنی برای کودکان موبایل بگیریم

موبایل یکی از محصولات فناوری است که مزایای بی شماری دارد. به ویژه در این عصر که موبایل تقریبا همه کار می‌کند و علاوه بر تلفن، دوربین، کامپیوتر، حسابدار و... نیز هست. اما همین موبایل دوست‌داشتنی که نفس بسیاری از ما به آن وابسته است برای کودکان مضر و مخرب است. متاسفانه خیلی از والدین در مورد اینکه فرزندان کوچک آنها گوشی موبایل دارد، با افتخار صحبت می‌کنند. کودک 5 یا 6 ساله‌ای که گوشی هوشمند به دست می‌گیرد آیا واقعا از محدودیت‌ها و روشهای استفاده آن آگاهی لازم را دارد؟ آیا پدر و مادر او احساس نمی‌کنند نباید این وسیله از این سن کم در اختیار او قرار بگیرد؟

 

البته برخی از والدین برای استفاده از موبایل برای فرزندان خود محدودیت تعیین می‌کنند و مثلا فقط دو ساعت موبایل در اختیار او قرار می‌دهند. اما برخی از والدین از اینکه تا قبل از سن 12 تا 17 سالگی برای فرزند خود موبایل تهیه کنند، اکراه دارند. برخی از خانواده‌ها از اینکه موبایل در اختیار فرزند خود قرار دهند می‌ترسند زیرا هراس دارند مبادا باعث انحراف او بشود.

 

واقعیت این است که والدین نباید به فرزندان دبستانی یا دوره راهنمایی خود موبایل بدهند زیرا با این کار این آزادی را به آنها می‌دهند که وارد شبکه‌های اجتماعی آنلاین شوند. یا متاسفانه با دوستان نامناسب ارتباط های مخفیانه داشته باشند. وقتی یک گوشی هوشمند در اختیار یک نوجوان باشد، او به‌طور دایم به اینترنت دسترسی دارد و اینترنت نیز با همه خوبی‌ها، سایت‌هایی دارد که برای فرزندان ما به هیچ وجه مناسب نیستند.

شاید بهترین سن برای خرید گوشی برای فرزندان، دوره دبیرستان باشد. دختر و پسر در این سن دیگر کودک نیستند و می‌توانند تا حدی خوب را از بد تشخیص دهند. البته لازمه این امر آن است که پدر و مادر با ارائه مشورت های دقیق به فرزندشان او را همراهی کنند.

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک


برچسب‌ها: موبایل - کودکان - وبگردی -

گریه کودک را با آینه متوقف کنید
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 12:41 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان دلایل مختلفی دارد که برای هر کدام باید راه کار مناسبی در نظر گرفت.

گریه کودک را با آینه متوقف کنید

به گزارش نوکیاتل دات ای ار به نقل از جام نیوز،   شهناز نوحی گفت: رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان دلایل مختلفی دارد که برای هر کدام باید راه کار مناسبی در نظر گرفت. وی افزود: معمولاً کودکان برای اجابت خواسته‌هایشان گریه می‌کنند و سر و صدا راه می‌اندازند. خواستن بستنی و شکلات بیشتر جزو مواردی است که کودکان را وادار به گریه و سر و صدا می‌کند . بهترین واکنش از طرف والدین بی‌توجهی به گریه بی مورد کودک است. برای حفظ سلامت جسمی و روانی   کودک نمی‌توان به خواست غیرمنطقی او پاسخ مثبت داد.


  وی تصریح کرد: خوردن چندین بستنی یا شکلات آسیب جدی به سلامت کودک وارد می‌کند و از طرفی برآوردن خواسته‌های کودک او را از منظر روانی متوقع می‌کند.این متخصص بهداشت روانی اذعان داشت: گاهی برخی والدین برای از سر باز کردن کودک و جلوگیری از سر و صدای او در محیط به خواسته‌های غیرمنطقی‌اش پاسخ می‌دهند که این موضوع می‌تواند آینده کودک را تحت تاثیر قرار دهد .

 

  موقع گریه کودک آئینه بزرگی را جلوی او بگیرید

 نوحی گرفتن آئینه مقابل کودک را راهکار دیگری برای تغییر رفتار گریه کردن در کودک عنوان کرد و افزود: وقتی کودکی خیلی گریه می‌کند می‌توان آئینه بزرگی را مقابل او گرفت و از او خواست تا خودش را در آن تماشا کند. وی گفت: گفتن جمله‌هایی مانند نمی‌خواهیم چهره تو را این گونه که در آئینه دیده می‌شود ببینیم موجب تفکر کودک نسبت به رفتارش می‌شود. رفتاری که موجب در هم رفتن چهره‌اش شده است .

 

  دست‌های کودک را برای 15 ثانیه بگیرید

  عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تصریح کرد: راه دیگری هم برای کنترل پرخاشگری کودک وجود دارد. والدین می‌توانند دست‌های کودک پرخاشگر را به مدت 15 ثانیه در دستشان گرفته و در چشمان او نگاه کنند. وی ادامه داد: این رفتار باید خنثی و بدون اخم کردن والدین باشد. از طرفی نباید کلامی بین 2 طرف رد و بدل شود. نوحی گفت: هر چند بی‌توجهی می‌تواند موجب خاموشی رفتار پرخاشگرانه شود، اما ممکن است کودک پس از مدتی از این شیوه برای رسیدن به خواسته‌هایش استفاده کند. بنابراین توجه به گریه او می‌تواند دوباره رفتار نادرست گریه کردن برای رسیدن به خواسته‌ را در او به وجود آورد .

 وی خاطر نشان ساخت: توجه به رفتارهای پرخاشگرانه کودک می‌تواند موجب تثبیت آن شود بنابر این بهترین واکنش خنثی بودن است.

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک

مرتبط با: WwW.NokiaTel.Ir -


کدام‌یک از خطاهای همسرتان را نباید ببخشید
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 12:34 ب.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
اگر می‌خواهید با اشتباهاتی که نباید به راحتی بخشیده شوند آشنا شوید و بدانید از کنار کدام یک از خطاهای همسرتان بگذرید، ادامه این مطلب را بخوانید.

کدام‌یک از خطاهای همسرتان را نباید ببخشید

به گزارش نوکیاتل دات ای ار به نقل از جام نیوز، شاید به جای بحث بی‌پایان در مورد یک موضوع با یک گفت‌وگوی ساده و منطقی بتوانید همسر خطاکارتان را اصلاح کنید. شاید همه اشتباهات همسرتان روی زندگی شما کم و بیش تأثیر داشته باشد اما همه آن‌ها رابطه شما را ویران نمی‌کنند. اینکه شما در مورد چه چیزهایی حساس باشید و اینکه همسرتان اشتباهش را از چه راهی انجام دهد، می‌تواند شما را به همسری سخت‌گیر یا بی‌خیال تبدیل کند. اگر می‌خواهید با اشتباهاتی که نباید به راحتی بخشیده شوند آشنا شوید و بدانید از کنار کدام یک از خطاهای همسرتان بگذرید، ادامه این مطلب را بخوانید.

 

 

اگر به زنان دیگر لبخند زد

«فکر می‌کنم اگر همین امروز زندگی‌ام را توی دستم نگیرم، همه چیز خراب می‌شود. از اینکه همسرم با خانم‌های دیگر- در محیط کار یا جلسات دوستانه- حرف می‌زند و شوخی می‌کند، عصبی می‌شوم. نمی‌دانم به‌خاطر این رفتارها باید او را ببخشم یا اینکه قاطعانه‌تر برخورد کنم؟»

قرار نیست با ازدواج کردن افراد، روابط آن‌ها محدود شود یا از بین برود. روابط بیرون از خانه شما و همسرتان بعد از زندگی مشترک، ممکن است گسترده‌تر شود اما آنچه به حفظ این ارتباطات کمک می‌کند، پایبندی شما به اصولی است که بر سر آن‌ها توافق کرده‌اید. اگر روابط همسرتان خارج از محدوده وفاداری باشد یا رنگ و بوی پنهان‌کاری یا خیانت به خود بگیرد، بخشیدن او اصلاً ساده نیست. یک اشتباه کوچک و عبور از خط قرمزها کافی است تا زن و شوهرها را برای مدتی طولانی نسبت به رفتارهای هم بی‌اعتماد و حساس کند.

در صورتی که متوجه شدید همسر شما در روابطش با جنس مخالف جانب احتیاط را رعایت نمی‌کند به جای تکرار جمله «من او را نمی‌بخشم!» سراغ گفت‌وگو بروید. بهترین راه برای عبور از این بحران صحبت کردن و انتقال مسائلی است که ممکن است پیش از این آن‌ها را نادیده گرفته باشد. در صورتی که موضوع ادامه پیدا کرد یا همسرتان به تعهداتش وفادار نماند، بهترین راه یک مذاکره جدی و گوشزد کردن عواقب موضوع است. البته قبل از آنکه همسرتان را با عواقب کارش آشنا کنید، در مورد تصمیم‌هایی که می‌گیرید فکر کنید.

 

زنگ خطر: مراقب باشید این احساس را در همسرتان ایجاد نکنید که به او بی‌اعتماد هستید یا به دیگران اعتماد ندارید؛ هر دوی این موارد در طرف مقابل تولید مقاومت می‌کند و میان شما فاصله می‌اندازد.

 

 

اگر خواست خودش باشد

به همسرم می‌گویم اگر مرا دوست داری، باید آن طور که من انتظار دارم باشی. دوست دارم شریک زندگی‌ام همان طور که من دوست دارم لباس بپوشد و همان طور که من انتظار دارم وقت بگذراند و سراغ شغلی برود که من دوست دارم. همسرم را به دلیل آنکه طبق خواسته من رفتار نمی‌کند باید ببخشم یا نه!

 

کم نیستند زوج‌هایی که گمان می‌کنند بعد از ازدواج اجازه دارند در مورد همه مسائل طرف مقابلشان تصمیم بگیرند. انگار شریک زندگی آن‌ها صاحب هیچ نظر و عقیده‌ای نیست یا نظر و عقیده‌اش نادرست است و به کسی احتیاج دارد که برایش تصمیم بگیرد. شما پیش از ازدواج باید به فکر چنین روزی باشید و فردی را انتخاب کنید که در مسائل حساس، نظری مشابه یا نزدیک به شما دارد. اگر شما فردی کاملاً متفاوت با خود را انتخاب کرده‌اید، دیگر نمی‌توانید گناه این تفاوت را به گردن او بیندازید و به دلیل اینکه نظری متفاوت با شما دارد او را نادیده بگیرید.

 

زنگ خطر: در صورتی که موضوع از تحمل شما خارج شد، می‌توانید کمی مقاومت و پافشاری نشان دهید اما مراقب باشید لجبازی جایگزین رفتار منطقی نشود.

 

 

اگر رفیق‌باز بود

ارتباط همسرم با دوستانش یکی از دلایل همیشگی بحث‌های ماست. من به بعضی از دوست‌های همسرم اعتماد ندارم یا از معاشرت باهمسرانشان لذت نمی‌برم اما همسرم حاضر نیست به ارتباطش با آن‌ها پایان دهد.

رابطه همسرتان با دوستانش بعد از ازدواج هم می‌تواند ادامه داشته باشد، مشکل از آنجا شروع می‌شود که برخی از همسران نمی‌توانند بین زمانی که مجرد بوده‌اند و حالا که متأهل هستند وجه تمایز درستی قائل شوند.

آن‌ها می‌خواهند روابطشان را باهمان کیفیت و کمیت حفظ کنند و این خواسته گاهی دردسرساز می‌شود. موضوع ارتباط با دوستان هم از مواردی است که از همان ابتدا باید تکلیفش را مشخص کنید و در مورد محدودیت‌هایش به توافق برسید. بهترین رفتار در این مورد، توضیح دادن جدی خط قرمزها و رسیدن به یک نظر مشترک برای ایجاد تعادل است. مراقب باشید از احساس ناخوشایندی که بدون دلیل به دوستانش دارید حرف نزنید و با توهین‌ها، حرف‌ها و رفتارهای نسنجیده مقاومت را در همسرتان ایجاد نکنید.

 

زنگ خطر: اگر این موضوع از تحملتان خارج شد می‌توانید از تذکر و نوشتن احساس کمک بگیرید.

 

 

اگر خانواده‌اش آزارم دادند

من و همسرم هیچ مشکلی باهم نداریم. تنها دلیل اختلاف ما، رفتارهای خانواده‌اش است. آن‌ها برخورد مناسبی با من ندارند و با حرف‌ها و طعنه‌هایشان آزارم می‌دهند. آن‌ها با جر و بحث‌هایشان روز عروسی‌ام را هم به بدترین روز زندگی‌ام تبدیل کردند. نمی‌دانم همسرم را به دلیل اشتباه‌های خانواده‌اش ببخشم یا از او بخواهم بین خانواده‌اش و من یکی را انتخاب کند؟

برخی از دختران از کودکی به واسطه شنیدن انتقادهای اطرافیانشان از خانواده شوهرشان، ناخودآگاه زمینه‌ای برای مقاومت یا احساس دشمنی نسبت به خانواده شوهردارند و با این پیش‌فرض، می‌توانند یک رابطه کم تنش را هم بحرانی جلوه دهند.

نمی‌خواهیم بگوییم خانواده همسر شما هیچ اشتباهی نمی‌کنند اما قبل از قضاوت در مورد آن‌ها، رفتار خانواده خود را هم بررسی کنید. آیا آن‌ها هم تاکنون اشتباهی انجام نداده‌اند؟ پس چرا ساده از کنار خطای آن‌ها می‌گذرید ولی یک اشتباه کوچک از طرف خانواده همسرتان شما را آشفته می‌کند. قبل از آنکه در مورد خانواده همسرتان قضاوت کنید، سهم خود را در این اتفاق مشخص کنید و ببینید همسرتان در چنین موضوعی چه نقشی دارد.

اگر خانواده شوهرتان اشتباهی غیرقابل‌بخشش را انجام داده‌ که تأثیری جبران‌ناپذیر در زندگی شما گذاشته، می‌توانید از آن‌ها دلگیر باشید اما آیا دلگیر بودنتان از همسرتان به دلیل اشتباه‌های اطرافیانش منطقی است؟

 

زنگ خطر: همسرتان را میان خودتان و خانواده‌اش قرار ندهید و به او اطمینان دهید تا زمانی که اشتباهی نمی‌کند به دلیل خطای دیگران سرزنش نمی‌شود.

 

 

اگر سرد بود

همسرم به من هیچ توجهی ندارد. از لحظه‌ای که به خانه می‌آید، سرگرم تلویزیون و روزنامه است. شامش را سریع می‌خورد و برای بلند شدن از کنار سفره حتی منتظر تمام شدن غذای من هم نمی‌شود. آخرین باری که جمله محبت‌آمیزی از زبانش شنیدم را به خاطر ندارم. نمی‌دانم او را به دلیل بی‌محبتی‌اش ببخشم یا اینکه راهم را از این مرد سرد جدا کنم؟

گناه شما نیست اگر از بی‌تفاوتی همسرتان برنجید. چنین رفتاری در ذهن خانم‌ها به عنوان بی‌علاقگی همسرشان تلقی می‌شود و دیر یا زود به سردی روانی میان زن و شوهرها تبدیل می‌شود اما پیش از آنکه تصمیم بگیرید همسرتان را به دلیل بی‌تفاوتی‌اش محکوم کنید، موضوع را با او در میان بگذارید. شاید او دلایلی برای فاصله گرفتن از شما دارد.

شاید هم همسرتان به شیوه خودش به شما توجه می‌کند و تنها تفاوت در سبک توجه، باعث چنین تصوری شده است. ممکن است او نیازهای شما را خوب نشناخته و یک گفت‌وگوی آرام بتواند شما را به هم نزدیک‌تر کند. البته قبل از گرفتن هر تصمیم عجولانه‌ای، شخصیت همسرتان را در نظر بگیرید. همه آدم‌ها به یک اندازه شجاعت و مهارت ابراز احساسات را ندارند و گاهی شرم و غرورشان نمی‌گذارد به آدم‌های اطرافشان نزدیک شوند حتی اگر این فرد همسرشان باشد.

 

زنگ خطر: در صورتی که این فاصله از تحمل خارج شد می‌توانید با نوشتن، حرف‌هایی که می‌خواهید به او بگویید یا با نشان دادن تأثیر این بی‌توجهی در زندگی مشترکتان برای جلب نظر او یک قدم دیگر بردارید.

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک

مرتبط با: خانواده - WwW.NokiaTel.Ir -

برچسب‌ها: همسران - زندگی - اشتباه -

در پی حوادث اخیر فرانسه صورت گرفت : نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
تعداد بازدید: | پنجشنبه 2 بهمن 1393 ساعت 11:54 ق.ظ | نویسنده وب نویس | ( نظرات )
افسران - #letter4u

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱
افسران - #letter4u

To the Youth in Europe and North America

Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of Iran

 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei

21st Jan. 2015
Published At 18:57 Z


Aux jeunes d'Europe et d'Amérique du Nord

Grâce au nom de Dieu, Clément et Miséricordieux


Aux jeunes d'Europe et d'Amérique du Nord

Les événements récents survenus en France ainsi que d'autres faits similaires dans certains pays occidentaux m'ont convaincu de vous écrire ce message. J'ai choisi de m'adresser à vous directement non pas par une volonté délibérée d'ignorer vos parents, mais parce que le futur de vos pays est entre vos mains, et que la quête et recherche de la vérité anime davantage vos cœurs. De même, je ne cherche pas ici à m'adresser aux responsables politiques car je pense qu'ils ont, de façon consciente, séparés les chemins de la politique de ceux de l'honnêteté et de la franchise.
Le sujet que je souhaite aborder ici avec vous est l'islam, et plus spécifiquement le visage qui vous en est présenté. Depuis deux décennies, c'est-à-dire peu après l'effondrement de l'Union soviétique, tout a été fait pour présenter cette religion comme un ennemi qu'il faudrait craindre. L'attisement des sentiments de peur et de haine et leur utilisation dans des buts peu louables ont malheureusement un long passif dans l'histoire politique de l'Occident. Il n'est pas question ici d'évoquer les phobies diverses qui ont pu être véhiculées au sein des nations occidentales. En parcourant rapidement les études historiques actuelles, vous pouvez vous-mêmes vous rendre compte que les recherches historiographiques récentes effectuent une critique conséquente du rôle des Etats occidentaux dans la falsification de l'image des autres nations et cultures. L'histoire de l'Europe et des Etats-Unis est marquée par la honte de la période de l'esclavage puis celle de la colonisation, ainsi que par tout un ensemble d'oppressions et d'injustices commises vis-à-vis des personnes de couleur ou de croyances différentes. Vos chercheurs et vos historiens ont consacré de nombreuses études critiques aux effusions de sang commises au nom de la religion lors des dissensions entre catholiques et protestants, ou encore au nom de la nation ou de l'ethnie durant les Première et Seconde Guerres mondiales.
Le fait de reconnaître de tels faits mérite en soi d'être loué. Je ne souhaite cependant pas ici dresser un inventaire de cette longue liste d'événements regrettables, mais plutôt vous inviter à poser à vos intellectuels la question suivante : pourquoi, en Occident, la conscience collective se réveille toujours avec plusieurs décennies, si ce n'est plusieurs siècles de retard ? Pourquoi l'examen de cette conscience collective doit-il être exclusivement tourné vers des réalités appartenant à un passé lointain, et passer sous silence les questions actuelles ? Pourquoi cherche-t-on à empêcher la formation d'une réflexion générale au sujet d'une question aussi importante que celle de la façon d'aborder et de traiter la culture et la pensée musulmanes ?
Vous savez bien que l'humiliation et le fait de susciter des sentiments de haine et de peur vis-à-vis de "l'autre" constituent le terreau commun à l'ensemble des entreprises de domination fondées sur l'oppression. Je souhaite maintenant que vous vous demandiez pourquoi cette fois-ci, la vieille politique de fomentation de la peur et de la haine a pris l'islam et les musulmans comme objectif, et ce avec une intensité sans précédent. Pourquoi dans le monde actuel, le système du pouvoir souhaite-t-il reléguer la pensée islamique à la marge et la confiner à un rôle passif ? L'islam comprendrait-il des pensées et valeurs qui viendraient contrarier les ambitions des grandes puissances ? Quels intérêts dessert la diffusion de représentations erronées au sujet de l'islam ? Mon premier souhait est donc que vous vous interrogiez au sujet des éléments motivant une telle diabolisation massive de l'islam. 
Mon second souhait est qu'en réaction aux nombreux a priori et jugements négatifs, vous essayez de mieux connaître cette religion, et ce de façon directe et sans intermédiaire. Une logique saine implique au moins que vous sachiez ce qu'est exactement cette réalité que l'on cherche à vous faire fuir et que l'on vous présente sous un jour menaçant. Je ne vous invite pas forcément à accepter la façon dont j'envisage l'islam ou telle conception particulière à son sujet, mais je vous incite à refuser que cette réalité dynamique et influente du monde actuel vous soit présentée au travers du filtre de desseins politiques peu louables. Ne permettez pas que les terroristes souvent issus de ces mêmes pouvoirs qui prétendent les dénoncer vous soient présentés comme étant les représentants de l'islam. Essayez de connaître l'islam à travers ses sources authentiques et de première main, à travers le Coran et la vie de son Prophète. La question mérite d'être posée : avez-vous déjà consulté directement le livre sacré des musulmans ? Avez-vous étudié les enseignements humains et moraux dispensés par le Prophète de l'islam ? Avez-vous déjà pris connaissance du message de l'islam à travers une source autre que celle des médias ? Vous êtes-vous déjà demandé sur quelle base et selon quelles valeurs ce même islam que l'on diabolise a pu être à la source de l'une des plus grandes civilisations du monde, et constituer le berceau des plus grands penseurs, et ce pendant de nombreux siècles ?
Je vous demande de ne pas permettre que les portraits dénigrants que l'on peut faire de cette grande religion dressent des barrières psychologiques entre cette réalité et vous, vous privant ainsi toute possibilité de jugement impartial. Dans un monde où les moyens de communication ont brisé les barrières géographiques, ne permettez pas que l'on enserre votre esprit dans des limites construites de toutes pièces. Bien que personne ne puisse à lui seul combler le fossé créé entre ces a priori et la réalité, chacun d'entre vous peut, en s'efforçant personnellement de distinguer le vrai du faux, contribuer à créer des ponts fondés sur une pensée juste et libre ; ce sont ces ponts qui contribuent à réduire de tels fossés. Malgré les difficultés inhérentes à un tel défi, cet effort de pensée peut contribuer à faire naître de nouvelles interrogations dans vos esprits ayant soifs de vérité. Et vos efforts en vue d'obtenir une réponse à ces questions constituent en soi une occasion pour découvrir de nouvelles vérités. Par conséquent, ne laissez pas passer cette occasion de parvenir à une compréhension plus juste et exempte de préjugés de l'islam. Ainsi, peut-être, grâce à votre sens de la responsabilité vis-à-vis de ce qui est vrai et juste, les futures générations pourront se pencher sur cette période d'interactions de l'Occident avec l'islam avec une conscience plus apaisée qu'auparavant.

Seyyed Ali Khamenei
21 janvier 2015

لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

ارسال به نت ایران محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به بالاترین ارسال به توئیتر ارسال به فیسبوک

مرتبط با: مذهبی - WwW.NokiaTel.Ir -




 
"اللهم عجل الولیک الفرج"

اخرین عناوین
صفحات
ختم صلوات
ختم صلوات برای ظهور و سلامتی امام مهدی (عج)





آرشیو مطالب
امار بازدید
تعداد مطالب :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بیشترین بازدید : 13107
بازدید کل :